درسهایی که از چین باید آموخت/ چین برنده بدون اسلحه بحران سوریه.

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
چین و سوریه

پیام دریابی-مدیریت سایت روزپرتال

بحران سوریه در حالی وارد هفتمین سال خود شد که این جنگ داخلی را میتوان بی شک یکی از تراژیک ترین بحران های تاریخ معاصر دانست. نتیجه این بحران تاکنون آوارگی بیش از 10 میلیون سوری و پناهندگی بیش از 5 میلیون تن از آنها  شده است. این جنگ بخش زیادی از زیر ساخت های سوریه را از بین برده است و به نقل از استفان دی میستورا نماینده ویژه سازمان ملل در امور سوریه، بازسازی این کشور دستکم 250 میلیارد دلار هزینه خواهد داشت.
اعتراضات مردم كشور سوريه و بحران ناشي از آن، نسبت به ديگر بحران هاي صورت گرفته در ديگر كشورهاي خاورميانه اي، يك دوره طولاني تري را طي کرده است و علت آن را مي توان در مقاومت حكومت سوريه ،بافت ناهمگون دینی و قومی آن کشور و دخالت برخي از قدرتهاي منطقه اي و فرامنطقه اي در بحران اين كشور دانست. مداخله قدرتهاي بيگانه در بحران سوريه به سبب موقعيت حساس جغرافيايي و استراتژيكي سوريه بوده كه برای هر يك از بازيگران تاثير گذار در این جنگ منافع خاصی را دربر دارد. این جنگ همچنین تناقضات نا نوشته ای را نیز عریان کرد. شاید در میان تمامی این تناقضات بارز ترین عدم تمایل اسراییل به هرگونه تغییر بنیادین در ساختار حکومتی سوریه می توان اشاره داشت.
پیچیدگیهای درگیریهای داخلی سوریه را شاید بتوان در این امر دانست که طرفهای درگیردر این جنگ کمتر فصل و هدف مشترکی را با دیگر گروه ها دارند. به همین لحاظ عجیب نیست که اجلاس های متعدد صلح هیچ یک نتوانسته اند نتیجه ملموس به بار آورند.
با نگاهی به کشورهای درگیر در بحران سوریه متوجه میشویم که تقریبا تمامی کشورهای اروپایی ، آمریکا ، روسیه، ترکیه ، ایران و کشورهای عرب منطقه به نوعی درگیر این بحران شده اند و برای مدیریت این بحران در جهت منافع خود هزینه های متفاوت مالی و انسانی را پرداخت نموده اند. به طور مثال اروپاییان با بحران مهاجرین و تروریست دست و پنجه نرم میکنند و همچینین روسیه، ایران ،آمریکا و ترکیه با انتقال نیروی نظامی و هزینه در جنگ، متحمل هزینه های بسیار شده اند.
در این میان چین به عنوان قدرت مطرح جهانی به لحاظ نظامی واقتصادی جایگاهی متفاوت از قدرتهای درگیر در این جنگ  داشته است.  با مروری بر بحران سوریه باید گفت موضع چین در این بحران بیشتر تکیه بر راه حل سیاسی و حل مسائل از طریق مذاکرات سیاسی و مخالفت با گسترش دخالت های نظامی کشورهای غربی بوده است. همراهی با روسیه در وتوی قطعنامه های شورای امنیت در خصوص دخالت نظامی در سوریه نیز در همین راستا صورت گرفت. اولین و شاید مهم ترین نقش جدی نظامی که  چین در این بحران بر عهده گرفت  در موضوع انتقال سلاحهای شیمیایی این کشور از طریق اعزام نیروی دریایی بود. کاری که تنها در حد اسکورت نظامی کشتی های حامل سلاحهای مزبور بود.

آنچیز که مسلم است این است که بحران سوریه نیز مانند تمامی بحران های عظیم دیگر مانند جنگ جهانی دوم و یا جنگ بالکان و.. در نهایت تمام میشود و طرفهای درگیر مجبور به پذیرش صلح و همزیستی مسالمت آمیز در کنار یکدیگر خواهند بود. آنچیزی که ازمیانه این جنگ همچون تمامی جنگ های بشری باقی می ماند،  خرابی های آن و باز سازی زیر ساخت های کشورهاست.

بازیگرانی که میخواهند در بازسازی سوریه نقش اساسی را بازی کنند باید دارای سه ویژگی باشند:

الف) توان اقتصادی بالا

ب) تکنولوژی های مناسب

ج) توانایی تعامل و گام برداشتن در راستای سیاستهای دولت بشاراسد

با توجه به حجم سرمایه گذاری بالایی که بازسازی سوریه نیاز دارد، دولت سوریه و حتی حامیان اصلی آن یعنی ایران و روسیه توانایی اقتصادی و تکنولوژکی برای بازسازی سوریه را ندارند. ترکیه نیز به دلیل مشکلات داخلی خود، تنش های خارجیش با آمریکا و اروپا و سقوط ارزش پول ملیش کمترین پتانسیل برای داشتن نقشی سازنده در این میان ندارد. نباید فراموش کرد که دولت ترکیه رابطه خوبی نیز با دولت بشار اسد ندارد. قدرتهای باقیمانده کشورهای اروپایی ، آمریکا و چین خواهند بود. بر همه عیان است کشورهای اروپایی و آمریکا کمترین تمایلی به کمک به دولت بشار اسد و تقویت موضع روسیه ، ایران و حزب الله در آن منطقه ندارند.
اما در میان تنها یک کشورمی ماند و آن چین است. کشوری که دارای سرمایه لازم ، حداقل تکنولوژی  مناسب و ارتباط خوب با دولتهای سوریه می باشد.   همچنین با توجه به قدرت تاثیر گذاری چین بر روی ایران ، روسیه و همچنین معادلات جهانی، حذف این کشور از فردای سوریه و جلوگیری از بهره بردن از منافع آن تقریبا غیر ممکن میباشد. از اینرو چین را میتوان تنها برنده بحران عظیم سوریه دانست که توانست بدون شلیک یک گلوله و پرداخت هیچ گونه هزینه ای ، مجددا از نتیجه زحمات دیگران نهایت بهره را برای خود ببرد. شاید این بزرگترین درسی باشد که از چین باید آموخت.

 

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin