تحليل المانيتور؛ ايران روي گام هاي اشتباه ترامپ سرمايه گذاري کرده است

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin

تصميم ترامپ درباره بيت المقدس فقط تازه ترين نمونه در فهرست بلندبالاي گام هاي اشتباه وي در يک سال گذشته است و ايران روي آن سرمايه گذاري کرده است.
به گزارش سرويس بين الملل خبرگزاري آريا، المانيتور (امريکا) در تحليل خود با طرح اين سئوال که «آيا تصميم ترامپ درباره بيت المقدس به نفع ايران است؟» نوشت:
پيامد تصميم دونالد ترامپ، رئيس جمهور آمريکا، در ٦ دسامبر براي به رسميت شناختن بيت المقدس به عنوان پايتخت اسرائيل کم کم احساس مي شود و به نظر مي رسد تهران براي سرمايه گذاري روي آن آماده است.
اگر چه در ١٥ دسامبر، چهار فلسطيني در درگيري با نيروهاي امنيتي اسرائيل در کرانه غربي و نوار غزه کشته شدند، اما اين که فکر کنيم واکنش به تصميم ترامپ درجاتي از خشونت در «خيابان عربي» در دوهفته بعد است، اشتباه است.
همان طور که داود کتاب مي نويسد، تصميم آمريکا [براي به رسميت شناختن بيت المقدس به عنوان پايتخت اسرائيل] اعراب را در رده هاي مختلف متحد کرده و بيت المقدس را در صدر برنامه ها و مسائل جهان اسلام قرار داده است. ديگر در نشست هاي سران کشورهاي عربي و اسلامي، سخنراني هاي معمول و بيانيه هاي نهايي درباره بيت المقدس کفايت نمي کند. مسلمانان سراسر جهان و به ويژه مسلمانان در خاور ميانه، ممکن است در نهايت از سران حاکم بر کشورهاي خود بخواهند در برابر اين شکست مفتضحانه در رهبري خود پاسخگو باشند. اين دو هفته در واقع آغاز يک آغاز است. اين بحران رشته اي است که سر دراز خواهد داشت.
تصميم دونالد ترامپ براي جهاد اسلامي که به احتمال زياد در افزايش حملات راکتي از غزه به اسرائيل دست دارد، فرصتي بادآورده بود. شلمي الدار اين طور توضيح مي دهد: «در مقابل حماس که ترجيح داده است در موضوع بيت المقدس نقش منفعلانه تري را ايفا کند، منابع دستگاه امنيتي اسرائيل حاکي از اقدامات عملياتي فعالانه تر از سوي جهاد اسلامي است. درست است، اين سازمان مسؤوليت حملات موشکي به اسرائيل را نپذيرفت؛ اما نوع موشک هايي که اين هفته دو بار به اشکلون پرتاب شد، نگاه ها را متوجه جهاد اسلامي مي کند. با اين که حماس سازمان هاي جهادي را تهديدي واقعي براي حاکميت خود و حکومت بر غزه مي داند، اما روابط نزديکي با جهاد اسلامي دارد. برآورد مي شود شاخه نظامي سازمان کوچک و شبه نظامي جهاد اسلامي، موسوم به گردان هاي قدس بين ١٠٠٠ تا ١٥٠٠ رزمنده مسلح داشته باشد. حماس اين نيرو ها را «برادران مسلح» خود مي داند.
الدار افزود: «ائتلاف نظامي ميان اين دو سازمان در خلال اين سال ها فراز و فرودهايي را نشان داده است؛ اما حماس هرگز براي خلع سلاح جهاد اسلامي تلاش نکرده است. دو علت براي اين موضوع وجود دارد: هر دو گروه از حمايت يک متحد، يعني ايران، برخوردارند و همکاري ميان شاخه هاي نظامي هر دو گروه در خدمت اهداف حماس بوده است. مي توان حدس زد که دو سازمان در پروژه حفر تونل هاي زيرزميني با يکديگر همکاري دارند. در مواقع بحران، زمان رويارويي با تهديد هاي اسرائيل، حماس و جهاد اسلامي با يکديگر همکاري مي کنند. آن ها نيرو ها را ترکيب و مواضع خود را هماهنگ مي کنند.»
الدار اين طور نتيجه گيري مي کند: «اعلاميه ترامپ درباره بيت المقدس تفاهم پنهان ميان دو گروه را بر هم زد و جنگ آن ها را بر سر افکار عمومي در نوار غزه احيا کرد. در حالي که جهاد اسلامي اين تحولات را فرصتي براي در دست گرفتن رهبري مبارزات فلسطين مي داند، حماس خود را در وضعيت بغرنجي مي بيند. از يک سو، مي خواهد از جنگي تمام عيار با اسرائيل خودداري کند و از سوي ديگر، مي خواهد مردم فلسطين حماس را عامل از دست رفتن بيت المقدس بدانند (و حتي مانع از تلافي جويي ديگر سازمان ها شوند). اين ننگي است که حماس نمي تواند آن را تحمل کند و شايد به اين دليل باشد که موشک هايي که اين هفته به اسرائيل پرتاب شدند به احتمال زياد با توافق پنهان حماس شليک شده باشند.»
ملک عبدالله دوم، پادشاه اردن، يکي از ارزشمندترين متحدان واشنگتن، از اين تصميم متحير شده است. عسامه الشريف گزارش مي دهد که اردن «اقدام ابهام آميز آمريکا را در به رسميت شناختن بيت المقدس به عنوان پايتخت اسرائيل که در آن به نام بيت المقدس شرقي اشاره نشد و فقط به آزادي عبادت در شهر قدس به عنوان تهديد براي نقش خود اين کشور به عنوان متولي اماکن اسلامي و مسيحي در اين شهر اشغال شده، اشاره کرد.»
شريف گفت: «نگراني هاي عبدالله فراتر از آثار بي درنگ اعلام اين تصميم از سوي ترامپ است که در اردن آن را وارد کردن ضربه اي مرگبار بر راه حل دو کشوري تلقي کند. تشديد تعرض ديپلماتيک اردن بر ضد مهمترين حاميان مالي و نظامي پايه و اساس نگراني اين کشور را از پيامدهاي اقدام آمريکا در طولاني مدت تشکيل مي دهد.
از زماني که پدر عبدالله ، يعني ملک حسين، از اشغال کويت به دست صدام حسين، رهبر عراق، در سال ١٩٩٠ حمايت کرد، تصميم ترامپ درباره بيت المقدس بزرگترين چالش در روابط آمريکا و اردن بوده است. پادشاهي اردن روي لبه تيغ قرار دارد و نمي تواند خشم شهروندان خود را درباره اين مورد ناديده بگيرد. عبدالله نمي تواند «گزينه اردن» براي فلسطين را تحمل کند؛ زيرا هم اکنون نيز نيمي از جمعيت اردن فلسطيني اند؛ وي در عوض «ترجيح داده است از طريق ديپلماسي هميشه تهاجمي بر خواسته هاي خود بيافزايد و به همين علت است که از محمود عباس حمايت مي کند که مواضع ضد آمريکايي افراطي اتخاذ کرده است. اما پرسش مهمي که در اين جا مطرح مي شود، اين است: پادشاه اردن در مخالفت با اقدام آمريکا و به ويژه ترامپ، تا کجا بايد پيش برود؛ با توجه به اين که با خطر واکنش شديدي همراه است که ممکن است به رابطه راهبردي با واشنگتن آسيب برساند؟ در حالي که اردن روز به روز به کمک اقتصادي و نظامي آمريکا وابسته تر مي شود، و اين کمک ها ١,٢ ميليارد دلار در سال ٢٠١٧ برآورد مي شود و عمان و واشنگتن به دنبال تحکيم توافق امنيتي بلند مدتي هستند، اقدام پادشاه در بهترين حالت هم خطرپذيري به نظر مي رسد.
در همين حال، روابط ترکيه و آمريکا به سردي گراييده است و حتي مي توان فکر کرد به پائين ترين سطح ممکن رسيده است. رجب طيب اردوغان، رئيس جمهور ترکيه، خواستار برگزاري «نشست فوق العاده» اعضاي سازمان همکاري اسلامي در استانبول در ١٣ دسامبر در واکنش به تصميم آمريکا درباره بيت المقدس شد. در همان زمان، اچ آر مک ماستر، مشاور امنيت ملي آمريکا، انگشت اتهام خود را به سوي ترکيه و قطر نشانه رفت و آن ها را حاميان اصلي «انديشه اسلام گراي راديکال» خواند. وزير امور خارجه ترکيه اظهارات مک ماستر را «بي اساس» و «به دور از واقعيت، عجيب و غير قابل قبول خواند.»
چنگيز کاندار مي نويسد که همه اين ابزارها به اين معنا است که «تنش ميان آنکارا و واشنگتن محتمل تر از دو مورد پيشين است؛ زيرا متحدان آزرده «همکاري راهبردي خود را تقويت مي کند.»
و اين ما را متوجه ايران مي کند؛ کشوري که تصميم ترامپ درباره بيت المقدس به اتحاد ميان عملگرايان و تندرو هاي آن انجاميده است. رضا مرعشي مي نويسد: «آخرين نتيجه دور از انتظار افتضاح به رسميت دانستن بيت المقدس به عنوان پايتخت اسرائيل، يک بار ديگر اين است که ايران بدون اين که قدمي برداشته باشد، در موضع قدرت قرار گرفته است.» در واقع، با توقف و بر هم خوردن فرايند صلح، بيشتر جهانيان ترامپ، اسرائيل و عربستان سعودي را به علت پاره پاره کردن منطقه سرزنش مي کنند. اما تصميم ترامپ درباره بيت المقدس فقط تازه ترين نمونه در فهرست بلندبالاي گام هاي اشتباه وي در يک سال گذشته است و ايران روي آن سرمايه گذاري کرده است. اين اقدام، آقاي روحاني را در موقعيتي قرار داد که در آن وي مي تواند دوباره ميان هدف اعتقادي جمهوري اسلامي براي مخالفت با اشغال سرزمين فلسطين از سوي اسرائيل و هدف ژئوپلتيک آن براي اجتناب از انزواي بين المللي ارتباط برقرار کند (با توجه به حمايت بين المللي روزافزون از هر دو هدف). شايد ايران انتظار چنين وضعيتي را نداشته است؛ اما اکنون با شادماني اين موهبتي را که واشنگتن، تل اويو و رياض نصيبش کردند، خواهد پذيرفت.

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin